تبليغاتX
شب بارونی گریه پنهونی


شب بارونی گریه پنهونی

تو اي شكوفه ي نگاه در اين زمانه ي گناه چو لحظه هاي پاك من غريب و شاعرانه اي

آمده ام ،آمدم ای شاه پناهم بده

خسته امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجاء درماندگان

دور مران از درو راهم بده ...

8/8/88  چه کسی فکرش را میکرد که تولد هشتمین امام شیعیان جهان درست با روزی مصادف شود که همه 8 های تاریخ را یکجا جمع کرده .در این قضیه حتما رازی نهفته است که فقط خدا می داند .تولد این حقیر هم  همین امروز مصادف شده با میلاد دلبر مهروی ایرانیان حضرت امام رضا (ع) .8/8/1367 یا امام رضا عیدی بزرگ میخواهم آقا جان .حالا که باید جشن تولدم را با تولد سراسر نور شما برگزار کنم .میخواهم در  نور های جشن با شکوه تولدتان محو شوم ...میخواهم در شادی شما و مادرتان غرق شوم ...آقای مهربانم دست رئوفت را می بوسم .چقدر بوی یاس می دهی.. .مادرت و پدران و پسرانت و جد بزرگوارت همگی به همراه چنیدین هزار فرشته   جمعه ازآسمان از آن بالاها از بهشت به سوی تو میایند .میایند تا زائران را صله  دهند .میآیند تا سری به  پنجره فولاد بزنند  ...می آیند تا جشن میلادت را رونق بخشند .چقدر دلم میخواست روز تولدم کنار تو و آنان باشم .تا همگی با هم جشن بگیریم .آقا جان نگاهی به من بی جان انداز تا از نور نگاهت مست شوم .

می خوام برم  به مشهد و یه هفته اونجا بمونم

تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا مریضا رو شفا بده

دوای درد مردمو از طرف خدا بده

بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده

دوای درد مردمو از طرف خدا میده

پینوشت:


http://www.nasimdarya.mihanblog.com/post/21

پستی جالب درباره سگی که وارد حرم امام رضا شد ...

نوشته شده در سه شنبه 1388/08/05ساعت 17:43 توسط زهرا| |


           چه بی پروا سفر کردی         

     برای   دادن خونت

همه جونت همه دینت

   شده  ناموس و   آیینت

بهار اومد  بازم تنها   

دارم   هفت سینو می چینم

تو رفتی  و حضورت رو

کنار   ماه می  بینم

بهارا پشت هم میرن 

 گلها  اما  نمی میرن

شبا تو  باغچه گلدونا   

   برات مهمونی می گیرن

بخواب آروم گل نازم

   من امشب  با   تو  همرازم

بخواب آروم گل نازم...

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27ساعت 22:59 توسط زهرا| |

من قشم بودم ۱۹ هم تا ۲۵ ام

خوب بود .خوش گذشت.جای شما خالی .

نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت 21:43 توسط زهرا| |

تیر ها با همه قامت به تنت جا شده است

وای بر من چقدر پیکر تو پر دارد !

چه شده با سرت از ضربه سنگین عمود

بین ابروی تو سخت است ترک بردارد...!

چار گوش علم و پیکر و دست و مشکت 

وسعتی است که این کعبه اطهر دارد

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/10/17ساعت 8:3 توسط زهرا| |

پیش خودم دل بستمو  بهش نگفتم حرفمو

حتی نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو

خواستم بگم هر چی که هست

مهر سکوتم نشکست ...

شاید یه لحظه ای دیگه فرصت عاشقی بشه

دوباره یه شانس دیگه شانس شقایقی باشه

شاید یه جایی فرصتی لحظه مجالمون بده

گفتنی رو باید بگم گریه اگه امون بده

نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/14ساعت 6:31 توسط زهرا| |


Design By : Night Skin